برای ریحانه
خاطرات ریحانه نازم

من باتو خوشحالم بی تو غمگینم
وقتی دستهامو میگیری حس خوبی دارم اونقدر خوب که می خوام پرواز کنم
عزیزدل مامان خیلی دوست دارم فردا هفت ماهه میشی قربونت برم الهی 100ساله بشی
دختر نازم کم کم زرده تخم مرغ می خوره ماست می خوره ولی با جنگ و دعوا
کاش می فهمیدم چرا بچه ها اینقدر بد غذا هستن؟
سلام دوستان عزیز
ببخشید اینهمه تاخیر من رو دیگه گردوندن زندگی و بچه داری حسابی وقت گیره
ریحانه عزیزم از 5ماهگی غذای کمکیش رو شروع کردم با فرنی و حریره بادوم وحالا که دخترم شش ماه و نیم شده سوپ می خوره پوره می خوره فرنی و سرلاکم می خوره

این دومی زیاد کیفیتش خوب نشد

دخترنازم اولین بهار زندگیش رو امسال دید
عید سال 1392
سال نو مبارک بر همه دوستان عزیز امیدوارم که سال خوبی داشته باشید
عکسهای عروسی دایی علی و سال نو رو بعدا می زارم
البته اولین غذا همون شیر مادر درست بعد از تولده
اما ریحانه خانم از امروز رسما خوردن فرنی رو آغاز کردن
عکس نگرفتم بعدامیزارم



در پنج ماهگی

درچهارماهگی

درسه ماهگی

در دوماهگی

ودخترم در خواب ناز در روز اول تولدش
عزیز دلم رفته بود حموم ودر مواردی بسیار نادر پیش میاد که دخترم خوش خلق از حموم به بیرون راهی شود ودر اکثر موارد با اشک و آه و گریه خروج پیدا می کنند...
واین یکی از آن موارد نادر است:

واینکه دخترم دراین عکس وارد پنج ماهگی هم شده

من فدای تو بشم
مامانی

واین آرامش قبل از طوفان است
ریحانه عزیزم وکتابش
مطالعه خیلی خوبه و دخترما از همین کوچیکی اهل مطالعه ست میگید چطوری ببینید



فقط بس که این دختر تکون خورد عکسهاش زیاد خوب نشد ...ببخشید دیگه!


عزیز دل من اینجا سه ماهش شده فدای اون نگاهت 
یعنی من عاشق این ژستش موقع خوابیدنشم
وای ...این اون لحظه ای که من دیوونه وار دوستش دارم
وقتی از خواب صبح بیدار میشه دور دهنش از شیرهای شب قبل خشک شده موها ژولی پولی
هر روز صبح این صحنه رو می بینم و روزی هزار بار بوسش می کنم
| Design By : Pars Skin |


